قشری

لغت نامه دهخدا

قشری. [ ق ِ ] ( ع اِ ) پوست منجمد بالای شیر است که به فارسی سرشیر و چربه شیر نامند و به هندی ملایی. ( فهرست مخزن الادویه ).
قشری. [ ق ِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قشر. || آنکه تنها به ظواهر قرآن و حدیث و اوامر و نواهی گوش دارد و تأویل و قیاس و امثال آن را در امر دین روا ندارد. و از کلمه ظاهری گاه همین معنی اراده کنند. رجوع به قِشر شود.
قشری. [ ق ُ ش َ ری ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قشیر، چنانکه در کتاب دارقطنی آمده است. ( لباب الانساب ). رجوع به قشیر و قشر [ ق ُ ش َ ] شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع. ] (ص نسب. )سطحی، ظاهری.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] کسی که به ظاهر احکام دین توجه دارد، به باطن امر توجه نمی کند، و تٲویل و قیاس را در امر دین روا نمی دارد.
۲. بدون دقت و تٲمل، سطحی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به قشر ۱ - مربوط به قشر پوستی ۲ - کسی که فقط به ظاهر احکام دین توجه دارد و از باطن آنها غافل است: ملای قشری جمع: قشریون.
نسبت است به قشیر چنانکه در کتاب دارقطنی آمده است.

ویکی واژه

سطحی، ظاه

جمله سازی با قشری

💡 از صوفی و قشری چه نشان است و چه نام است بی پا و سری را که نه نام و نه نشان است

💡 ملاصدرا اگرچه به عرفان باور داشت، اما کوتاهی از احکام و واجبات دین را به بهانهٔ سیر و سلوک عرفانی رد می‌کرد. با دانشمندان قشری نیز به دلیل ستیز با عرفان شیعی مخالف بود. همچنین با برخی از صوفیان که عمل به واجبات دینی را ضروری نمی‌دانستند، مخالف بود.

💡 افراد خلاق روش‌های گوناگون اغلب نامأنوسی را به کار می‌برند که معتقدند در خلاقیت بیش‌تر به آن‌ها کمک می‌کند. شاید رایج‌ترین روش، گوشه‌گیری باشد که نزدیک به محرومیت حسی است یعنی شرایطی که انگیختگی قشری را کاهش می‌دهد که این موضوع به علت حساسیت بیش از حد آن‌هاست. این افراد از نظر فیزیولوژیایی بیش‌واکنشی دارند.

💡 ، از نظر ژیزمان آگرگاتهای خاکی و پودری - پوسته‌ای یا قشری تقریباْ کمیاب ; آلمان، یونان، اسپانیا، کانادا، فرانسه، آمریکا، شیلی، مکزیک یافت می‌شود.

💡 در زمانِ تسلّطِ جنگلی‌ها پدربزرگش را یک اسلام‌گرای تندرو به تحریکِ ملّایانِ قشریِ حامیِ روس با داس کشت.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
موزون یعنی چه؟
موزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز