لغت نامه دهخدا
قبله گاه. [ ق ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) مکان قبله. جای قبله. ( آنندراج ). || هرجائی که وقت پرستش یزدان بدان روی آورند. || از القاب پدر و کسی که قایم مقام وی باشد. ( ناظم الاطباء ).
قبله گاه. [ ق ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) مکان قبله. جای قبله. ( آنندراج ). || هرجائی که وقت پرستش یزدان بدان روی آورند. || از القاب پدر و کسی که قایم مقام وی باشد. ( ناظم الاطباء ).
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - مکان قبله، جای قبله. ۲ - هر جا که وقت پرستش خدا بدان روی آورند. ۳ - عنوانی است احترام آمیز در خطاب به پدر و بزرگان.
۱. جایی که در نماز به آن رو می کنند، مکان قبله، جای قبله.
۲. [منسوخ، مجاز] پناهگاه.
( اسم ) ۱ - مکان قبله جای قبله ۲ - هر جا که وقت پرستش خدا بدان روی آورند ۳ - عنوانی است احترام آمیز در خطاب به پدر و بزرگان. یا قبله گاه حاجت. کسی که حاجت مردم را بر آورد قبله حاجت. یا قبله گاه مجوس. آتش.
مکان قبله، جای قبله.
هر جا که وقت پرستش خدا بدان روی آورند.
عنوانی است احترام آمیز در خطاب به پدر و بزرگان.
💡 ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست بر جرم عاشقی همه عالم گواه ماست
💡 برای خاطر او قبله گاه دل شده ام اگر دچار شود می کند سجود مرا
💡 برآ از آرزو کان قبله گاه آرزومندان به دنبال دل بی آرزوی عشق می آید
💡 کعبهٔ وصل تو پناه منست طاق ابروت قبله گاه منست
💡 مخیّم امل و قبله گاه حاجت شد هر آن کجا که رکابت بدان عنان آورد
💡 ز دیگر طرف سرخ رویان روس فروزنده چون قبله گاه مجوس