لغت نامه دهخدا
قاووت. ( ترکی، اِ ) قاوُت. پِسْت. سویق. قاود. مخلوط آرد حبوبات بوداده با شیرینی خشک. نرمه آردنخودچی که با قند نرم مخلوط کنند و گاه نرمه آرد لیمو و نرمه تخم هیل و از این قبیل بر آن افزایند.
قاووت. ( ترکی، اِ ) قاوُت. پِسْت. سویق. قاود. مخلوط آرد حبوبات بوداده با شیرینی خشک. نرمه آردنخودچی که با قند نرم مخلوط کنند و گاه نرمه آرد لیمو و نرمه تخم هیل و از این قبیل بر آن افزایند.
(اِ. ) = قاوت: مخلوط آرد حبوبات بو داده با شیرینی خشک، نرمة آرد نخودچی که با خاکه قند و نبات مخلوط کنند، پست، سویق.
آرد نخودچی که با قهوه و شکر یا قند کوبیده مخلوط می کنند و بیشتر در سوگواری ها استفاده می شود.
قاوت: کلمه ترکی، مخلوط آردنخودچی باقهوه وشکر
( اسم ) مخلوط آرد با حبوبات بو داده با شیرینی خشک نرمه آرد نخودچی که با قند مخلوط کنند پست سویق.
قاوت: مخلوط آرد حبوبات بو داده با شیرینی خشک، نرمة آرد نخودچی که با خاکه قند و نبات مخلوط کنند، پست، سوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن بنوشیدم. آن را آبی آمیخته با قاووت و شکر یافتم که تا آن زمان لذیذتر و خوش بوتر از آن ننوشیده بودم. پس از آن دیگر وی را ندیدم تا زمانی که به مکه شدیم و شبی وی را در کنار گنبد میزاب، نیمه شب دیدم که با گریه و ناله نماز همی خواند.
💡 بوللو، سودلو سورولر، دادلی قاووتماش لارین اولسون