قانون گذار
مترادفها
قانونگذار، قانوننویس
لغت نامه دهخدا
قانون گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه قانون وضع کند. مقنن.
فرهنگ معین
(گُ ) [ معر - فا. ] (ص فا. ) آن که قانون وضع کند، مقنن.
فرهنگ عمید
قانون گذارنده، آن که قانون وضع کند، مُقَنِّن.
فرهنگ فارسی
آنکه قانون وضع کند مقنن: منظور قانون گذار از این ماده است است که...
قانون گذارنده، آنکه قانون وضع کند، مقنن
ویکی واژه
معرب
آن که قانون وضع کند، مقنن.
جمله سازی با قانون گذار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در استرالیا، مردم ابتدا نمایندگان مجلس را انتخاب میکنند. رئیس حزبی که بیشترین نفرات انتخاب شده را در مجلس داشته باشد بهعنوان نخستوزیر مسئول تشکیل کابینه دولت میشود. دولت استرالیا از سه زیرشاخه تشکیل میشود: قانون گذاری، اجرایی و قضایی.
💡 سیستمهای قانونی مختلفی در بین کشورهای جهان موجود است. در کشورهای اسلامی سیستم اصلی قانون گذاری، احکام اسلام میباشد.[۱۱][۱۲]