قالبگیر
مترادفها
قالبساز
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه قالب چیزی را بردارد قالب ساز
فرهنگستان زبان و ادب
{moulder} [مهندسی مواد و متالورژی] شخصی که از مواد ماسه ای همراه با چسب و مواد افزودنی قالب می سازد
جمله سازی با قالبگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پروتز جایگزین اندام یا قسمت از دست رفته اندام میشود که میتواند جنبه زیبایی و جنبه عملکردی داشته باشد مانند پروتز زیر زانو (در قطع پا از محل زیر زانو یا پروتز انگشت و …) که تقسیمبندی خاص خود را دارد. پروتزها با قالبگیری از باقیمانده اندام تهیه میشوند و به صورت کلی متشکل از سوکت (قسمتی که باقیمانده اندام در آن قرار میگیرد)، قطعات و آدابتورها و ترمینال دیوایس (بخش انتهایی مانند پنجه پا یا پنجه دست) میباشد.
💡 متخصص قالبگیر در صنایع ریختهگری نقش بسیار مهمی در تعیین دقت ابعاد قطعات فلزی و جلوگیری از بروز عیوب ساختاری در تولید ایفا میکند.
💡 برای انجام یک پروژه بزرگ ساختمانی، شرکت پیمانکار نیاز به استخدام چندین قالبگیر ماهر دارد تا بتواند سازههای بتنی را با کیفیت اجرا کند.
💡 مهندسان کنترل کیفیت همواره بر عملکرد دقیق قالبگیر نظارت دارند تا اطمینان حاصل کنند که قالبها هیچگونه تغییر شکل در حین کار نداشته باشند.