قاقم عارض

لغت نامه دهخدا

قاقم عارض. [ ق ُ رِ ] ( ص مرکب ) سپیدرو و زیبا:
ترک بلغاری است قاقم عارض و قندزمژه
من که باشم تا کمان او کشد بازوی من.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سپیدروی زیبا.

جمله سازی با قاقم عارض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک بلغاری است قاقم عارض و قندز مژه من که باشم تا کمان او کشد بازوی من

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز