قاط

لغت نامه دهخدا

قاط. [ قاطط ] ( ع ص ) نرخ گران.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال وردنا ارضاً قاطاً ای غالیاً سعرها؛ وارد شدیم در زمینی که گران بود نرخهای آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نرخ گران یقال وردنا ارضا قاطا ای غالیا سعر ها.

جمله سازی با قاط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیغ خم ابروی تو برهان نکوئی است لیکن ز فسون آمده برهان تو قاطع

💡 را داشته باشند مشخص می‌کنیم. مجموعهٔ همهٔ این نقاط آفست

💡 کید قاطع مگو که واصل ماست کید چون گردد آفتاب منیر

💡 الهی بمهدی صاحب زمان کو ببرهان قاطع بود حجت الله

💡 یقال: اجر النّبیّ مثل اجر الامّة قاطبة غیر منقوص.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز