( فهة ) فهة. [ ف َهَْ هََ ] ( ع ص ) مؤنث فَه. || ( اِمص ) درماندگی به سخن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( مص ) فراموش کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). رجوع به فَه شود.
فهه. [ ف ِ هََ / هَِ ] ( اِ ) چوبی که کشتی بانان بدان کشتی رانند. پاروی کشتی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فهه. [ ف َ هَِ ه ْ ] ( ع ص ) درمانده به سخن. ( منتهی الارب ). رجوع به فَه و فهیه شود.
(فِ هَ یا هِ ) (اِ. ) چوبی که کشتی بانان بدان کشتی رانند، پاروی کشتی.
چوبی که کشتی بانان بدان کشتی رانند، پاروی کشتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینک نسخت نامه و هر دو مشافهه برین جمله بود و بسیار فائده از تأمّل کردن این بجای آید، ان شاء اللّه تعالی.
💡 و چون قصّه آل تبانیان بگذشت اینک نامهها و مشافههها اینجا ثبت کنم تا بر آن واقف شده آید، ان شاء اللّه تعالی.
💡 پس دختر را فرمود که ترا ساعتی پیش این مهمان میباید نشستن و آرزوی او به لقیهای از لقای خود نشاندن. دختر فرمان را منقاد شد و به نزدیک شاه رفت، چنانک گویی خورشید در ایوانِ جمشید آمد یا نظر بهرام در ناهید آمد. شاه به تماشای نظری از آن منظر روحانی خود را راضی کرد و به لطایف مشافههی او از رنج روزگار برآسود و به ترنّم زیر، زبان حال میگفت و میسرایید: