فضایی

لغت نامه دهخدا

فضایی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) فضائی. منسوب به فضا.
- هندسه فضایی؛ قسمتی ازعلم هندسه که درباره اجسام بحث میکند و موضوع آن مطالعه چیزی است که قسمتی از فضا را اشغال کند.
فضایی. [ ف َ ] ( اِخ ) از همدان است. شخصی سلیم النفس و صادق القول بود و نسبت به حقیر ( صادقی کتابدار ) سمت معلمی داشت. شعرش هموار و آبدار است و این ابیات از اوست:
عاشقان را ذوق از معنی است نی صورت ز دوست
صورت شیرین بچشم کوهکن گو سنگ باش.
بار غم از دل مجنون که تواند برداشت
ناقه لیلی اگر روی به هامون نکند.
( از مجمع الخواص تألیف صادقی کتابدار از ترجمه خیام پور ص 247 ).
فضایی از شعرای زمان شاه عباس صفوی است.

جمله سازی با فضایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غالب هر پرده ای نوایی دارد هر گوشه ای از دهر فضایی دارد

💡 آنسوی آب، پر از نور فضایی دیدم دورش از نخل، صف سبز لوایی دیدم

💡 کوشش ای ناقه توفیق که دلگیر شدم تا ازین تنگی راحت به فضایی برسم

💡 در طلسم بستن مژگان فضایی داشتم تا نگه آغوش پیدا کرد عالم تنگ شد

💡 راهم قضا به طرفه فضایی فکنده است خوف سوار در پی و گرد شکار پیش

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز