فریفتگی

لغت نامه دهخدا

فریفتگی. [ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) شغف. اغترار. ( یادداشت بخط مؤلف ). گول خوردگی. فریب خوردن.

فرهنگ عمید

۱. فریب خوردگی.
۲. شیفتگی.

فرهنگ فارسی

شغف. اغترار

جمله سازی با فریفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن هنگام نیک درخواهی یافت که جز همگام با فریفتگی نزیسته ای

💡 من و فریفتگی هرگز، آن محال اندیش چرا فریفت، اگر می توان فریفت مرا

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز