لغت نامه دهخدا
فریفتگی. [ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) شغف. اغترار. ( یادداشت بخط مؤلف ). گول خوردگی. فریب خوردن.
فریفتگی. [ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) شغف. اغترار. ( یادداشت بخط مؤلف ). گول خوردگی. فریب خوردن.
۱. فریب خوردگی.
۲. شیفتگی.
شغف. اغترار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن هنگام نیک درخواهی یافت که جز همگام با فریفتگی نزیسته ای
💡 من و فریفتگی هرگز، آن محال اندیش چرا فریفت، اگر می توان فریفت مرا