فروخت

این کلمه‌ در فارسی شکل ماضی از فعل «فروختن» است و به معنای دادن یا انتقال چیزی به دیگری در ازای پول یا ارزش معادل می‌باشد. این واژه به معنای تجارت، معامله یا تبادل کالا و خدمات با دریافت مبلغ مشخص به کار می‌رود. فروختن می‌تواند شامل اشیاء مادی، کالاهای مصرفی، خدمات یا حتی امتیازات و دارایی‌های معنوی باشد. در متون ادبی و تاریخی، این واژه گاهی به شکل استعاری نیز به کار رفته و نشان‌دهنده واگذاری، ترک یا از دست دادن چیزی است، حتی اگر جنبه مالی نداشته باشد. این واژه از ریشه‌ی «فروش» گرفته شده است که در فارسی به معنای خرید و فروش، تجارت و داد و ستد می‌باشد. «فروخت» همچنین در جملات به صورت ماضی برای بیان عملی که قبلاً انجام شده به کار می‌رود، مانند: «او کتابش را فروخت». کاربرد این فعل در زندگی روزمره بسیار رایج است و هم در مکالمه‌ی معمولی و هم در متون رسمی، اداری و ادبی دیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

فروخت. [ ف ُ ] ( مص مرخم، اِمص ) مقابل خرید و ابتیاع. فروش. بیع. ( یادداشت بخط مؤلف ):
پر از خورد و داد و خرید و فروخت
تو گفتی زمان چشم ایشان بدوخت.فردوسی.ز داد و دهش وز خرید و فروخت
تو گفتی همی شارسان برفروخت.فردوسی.هرکه بخواهد برگیرد و خرید و فروخت در میان چکار دارد؟ ( تذکرة الاولیاء عطار ). رجوع به فروختن شود.

فرهنگ معین

(فُ ) (مص مر. ) فروش، فروختن. مق خرید.

فرهنگ عمید

فروختن، فروش.

فرهنگ فارسی

اسم مصدریامصدرمر م فروختن، فروش، مقابل خرید
۱ - فروش فروختن مقابل خرید. یا خرید و فروخت. خرید و فروش بیع و شری: اسباب خرید و فروخت مهیا داشتی.

ویکی واژه

فروش، فروختن. مق خرید.

جمله سازی با فروخت

💡 بفروخته خریدی آورده را ببردی یاری چه دیده‌ای تو زین پس چه دید باید