کلمه «کمرنگ» یک صفت است که برای توصیف چیزی به کار میرود که شدت، وضوح یا تأثیر آن کم باشد و بیشتر برای رنگهایی استفاده میشود که غلظت و تیرگی زیادی ندارند و روشن یا کمشدت و ملایم به نظر میرسند. وقتی گفته میشود چیزی کمرنگ است، منظور این است که آن چیز چندان برجسته، چشمگیر یا قابل توجه نیست. این واژه تنها به رنگها محدود نمیشود و در مورد احساسات، خاطرات، روابط و حتی نقش افراد در جامعه نیز کاربرد دارد، بهطوریکه کمرنگ شدن آنها به معنای کاهش اهمیت یا حضورشان است. معمولاً کمرنگ شدن بهتدریج و در طول زمان اتفاق میافتد و نشاندهنده ضعیف شدن یا کم اثر شدن یک ویژگی است. در مجموع، این واژه صفتی است که کم بودن شدت، قدرت یا تأثیر یک چیز را بیان میکند.
کمرنگ
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که دارای رنگی ضعیف و پریده باشد مقابل پر رنگ.
جمله سازی با کمرنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از مصدومیتهای پی در پی اکسلید، وی نتوانست حضور خودش در ترکیب اصلی تیم ثابت کند. در نتیجه حضورش در تیم کمرنگتر شد و در اکثر بازیهای لیورپول در نیمکت حضور داشت.
💡 اسکاندیم فلزی به رنگ سفید تا نقرهای است که ممکن است زمانی که در معرض هوا قرار میگیرد رنگ آن به زرد کمرنگ یا بنفش تغییر پیدا کند. این عنصر نسبتاً نرم است و شبیه ایتریم و فلزات کمیاب در پوسته زمین مثل تیتانیم و آلومینیم میباشد. این عنصر فلزی سبکوزن و دارای نقطه ذوب بالاتر آلومینیم است که برای ساخت بدنه هواپیماها نیز استفاده میشود. قیمت اکسید اسکاندیم حدود ۷۵ دلار در گرم است.
💡 ز آب خوردن بسیار، گل شود کمرنگ مباش ای بت گلچهره، در شراب حریص