فرنگی مآب
مترادفها
غربینما، اروپایینما
متضادها
بومی، اصیل
لغت نامه دهخدا
( فرنگی مآب ) فرنگی مآب. [ ف َرَ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه در رفتار و کردار خود شیوه فرنگیان پیش گیرد. کسی که به طرز فرنگی زندگی کند.
فرهنگ معین
( فرنگی مآب ) ( ~. مَ ) [ فر - ع. ] (ص مر. ) کسی که به آداب اروپاییان رفتار می کند، متجدد.
فرهنگ عمید
( فرنگی مآب ) آن که به آداب اروپاییان رفتار کند.
فرهنگ فارسی
کسی که باداب اروپاییان عمل کند متجدد
ویکی واژه
کسی که به آداب اروپاییان رفتار میکند، متجدد.
جمله سازی با فرنگی مآب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم مسلمانان افرنگی مآب چشمهٔ کوثر بجویند از سراب
💡 در دوران گذشته، برخی از افراد به دلیل تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، به عنوان فرنگی مآب در میان جامعه شناخته میشدند.
💡 نویسنده در کتاب خود به نقد رفتارهای فرنگی مآب و از دست رفتن هویت ملی در پی پذیرش بیرویه فرهنگهای غربی پرداخته است.
💡 برخلاف افراد فرنگی مآب که فقط به ظاهر توجه دارند، او همواره بر حفظ سنتها و ارزشهای اصیل فرهنگی خود پافشاری میکند.