فرق کردن. [ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تفاوت داشتن چیزی با چیز دیگر. فرق داشتن. رجوع به فرق داشتن شود. || تفاوت قائل شدن میان دو چیز یا دو کس. کسی یا چیزی را بر دیگری ترجیح نهادن و ممتاز نمودن. تمیز دادن. تشخیص دادن. ( یادداشت به خط مؤلف ):
نه حق را بازپس هشتم ز باطل
بکردم فرق از معروف، منکر.ناصرخسرو.فرق کن فرق کن خداوندا
گوهر از سنگ و دیبه از کرباس.مسعودسعد.چشم بگشا و فرق کن آخر
عنبر از خاک وشکر از شیراز.سنایی.چون از سره بدل نتوانست فرق کرد
انگاشت زآن ِ اوست به یک وزن و یک عیار.سوزنی.از خلال ملکان فرق بکن
تا عصا کآن ز شبان غنم است.خاقانی.گر نبودی واقف از حق جان باد
فرق چون کردی میان قوم عاد.مولوی.نور هر دو چشم نتوان فرق کرد
چونکه در نورش نظر انداخت مرد.مولوی.فرق نتوان کردنور هر یکی
چون به نورش روی آری بی شکی.مولوی.مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست.سعدی.به تشنیعو دشنام و آشوب و زجر
سفید از سیه فرق کردم چو فجر.سعدی.میان خواب و بیداری توانی فرق کرد آنگه
که چون سعدی به تنهایی شبی رنجور بنشینی.سعدی.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) امتیاز دادن، مشخص کردن.
( مصدر ) اختلاف نهادن تشخیص دادن امتیاز دادن.
امتیاز دادن، مشخص کردن.
💡 این گزارشها حاکی از آن است که نیروهای دولتی برای متفرق کردن تظاهرکنندگانی که علیه دولت شعار میدادند، به پرتاب گاز اشکآور و احتمالاً تیراندازی هوایی در میدان انقلاب دست زدهاند.
💡 جمعی که بود از ما خلق اندوهشان اندوه حق در حزنشان ننگ فرق کردند اظهار طرب
💡 اغنیا را فرق کردن از فقیران مشکل است بس که صائب عام گردیده است درد احتیاج
💡 در روسیه، روزنامهٔ روسی اینترنتی «گازیتا.رو» از درگیری میان مأمورین پلیس و مردم در تظاهرات ۱۶ آذر، خبر داد. در عین حال پایگاه اطلاعرسانی شبکه تلویزیونی روسی «وستی.رو» از تلاش پلیس برای متفرق کردن دانشجویان خبر داد.
💡 گزارشهایی از تجمع در میدان ولیعصر و درگیری نیروهای دولتی با مردم در این محل مخابره شد. خبرگزاری رویترز از درگیری در میدان ولیعصر تهران بین نیروهای ضدشورش و مردم خبر داد و گفت این نیروها برای متفرق کردن مردم به گاز اشکآور متوسل شدهبودند.
💡 روز شنبه پلیس لبنان برای متفرق کردن مردم و جوانان معترض که در اطراف ساختمانهای دولتی قصد عبور از موانع را داشتند از گاز اشکآور و آبپاش فشار قوی استفاده کرد، در همان حال نیروهای ویژه ضدشورش وارد صحنه شدند.