فرستادنی
مترادفها
قابل ارسال، قابل فرستادن
متضادها
دریافتنی
لغت نامه دهخدا
فرستادنی. [ ف ِ رِ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آن چه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد.
جمله سازی با فرستادنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا (۲۳) ما که مائیم، فرو فرستادیم بر تو این قرآن فرو فرستادنی.
💡 فرستادنی را ز هر مرز و بوم فرستاد با استواران به روم
💡 وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ و آن روز که بازشکافد آسمان از ابر وَ نُزِّلَ الْمَلائِکَةُ تَنْزِیلًا. (۲۵) و فرو فرستند فریشتگان فرو فرستادنی.
💡 اگر این اسناد بسیار مهم را به روشی غیر ایمن ارسال کنید، دیگر آنها را به صورت رسمی و قانونی برای سازمانهای مربوطه فرستادنی نخواهید یافت.
💡 بسیاری از کاربران از اینکه امکان فرستادنی بودن عکسهای با کیفیت بسیار بالا در پیامرسانهای قدیمی وجود نداشت، همواره به شدت شکایت میکردند.
💡 آیا این فایلهای حجیم که حجم بسیار زیادی دارند، از طریق سیستم جدید مدیریت محتوای ما به صورت مستقیم برای کاربران نهایی قابل فرستادنی هستند؟