لغت نامه دهخدا
فرستادنی. [ ف ِ رِ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرستادنی. [ ف ِ رِ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
آن چه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا (۲۳) ما که مائیم، فرو فرستادیم بر تو این قرآن فرو فرستادنی.
💡 فرستادنی را ز هر مرز و بوم فرستاد با استواران به روم
💡 وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ و آن روز که بازشکافد آسمان از ابر وَ نُزِّلَ الْمَلائِکَةُ تَنْزِیلًا. (۲۵) و فرو فرستند فریشتگان فرو فرستادنی.