فرابوم
مترادفها
فرامرزی، برونمرزی
متضادها
درونبوم
فرهنگستان زبان و ادب
{horst} [زمین شناسی، ژئوفیزیک] واحد یا قطعۀ ساختاری کشیده و به نسبت بالاآمده ای که از دو بَرِ بلند خود با گسل محصور شود
ویکی واژه
واحد یا قطعۀ ساختاری کشیده و بهنسبت بالاآمدهای که از دو بَرِ بلند خود با گسل محصور شود.
جمله سازی با فرابوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طی تحولاتی که با گذشت زمان ایجاد شد این نقصها را در رشتهٔ مردمگیاهشناسی برطرف ساخت: بهکارگیری روشهای همهجانبهٔ مشاهد همچون مشاهدهٔ مشارکتی، مشاهده، بهکارگیری فرضیات در تحقیق، و تلفیق رویکردهای کمی و کیفی و توصیفی و تحلیلی از جملهٔ این تحولات بود. بهتدریج این رشته نهتنها در حوزهٔ فرهنگهای بومی به یک دید همهجانبه و کلینگر متمایل شد، بلکه دامنهٔ خود را به مرزهای فرابومی نیز کشاند و با تأکید بر جامعهٔ انسانی و فرهنگ آن بهطور کلی به سمت کاملتر شدن سوق یافت و جایگاه خاصی بهویژه در انسانشناسی به خود اختصاص داد.
💡 در دنیای امروز، پدیده جهانیشدن باعث شده است که بسیاری از مسائل اقتصادی و محیطزیستی ماهیتی فرابوم پیدا کنند و نیاز به همکاری بینالمللی داشته باشند.
💡 اندیشههای فرابوم معمولاً از مرزهای جغرافیایی و ملیتها فراتر رفته و به دنبال یافتن راهحلهایی برای چالشهای مشترک بشری در سطح جهانی هستند.
💡 تحلیلگران معتقدند که برای مدیریت بحرانهای اقلیمی، باید از نگاههای محدود ملیتی به سمت رویکردهای فرابوم و همکاریهای گسترده جهانی حرکت کرد.