فتیدن

لغت نامه دهخدا

فتیدن. [ ف ُ / ف ِ دَ ] ( مص ) فتادن. افتادن:
از شهر تو رفتیم و تو را سیر ندیدیم
وز شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم.مولوی ( دیوان شمس ).

فرهنگ معین

(فُ دَ ) (مص ل. ) افتادن.

ویکی واژه

افتادن.

جمله سازی با فتیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غلط که آن مژهای سیاه سایه فکن شد چو سایه عکس فتیدن گرفت گرد عذارت

💡 شایان ذکر است که ایدن/آدن/دن/تن همگی یک روش هستند و بنا بر تغییرات آوایی ریشه بکار می‌روند. در گویش‌های مختلف نیز ممکن متفاوت باشد، چنانچه افتادن را در برخی گویش‌ها، افتیدن می‌گویند.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز