فتا

فرهنگ معین

(فَ ) [ ع. فتاء ] ۱ - (مص ل. )جوان شدن. ۲ - کَرَم کردن. ۳ - (اِمص. ) جوانی. ۴ - کَرَم، جوانمردی.

فرهنگ فارسی

۱ - جوان شدن ۲ - جوانمردی نمودن ۳ - ( اسم ) جوانی ۴ - جوانمردی.

ویکی واژه

فتاء
جوان شدن.
کَرَم کردن.
جوانی.
کَرَم، جوانمردی.

جمله سازی با فتا

💡 بودش اندر دست تیغ آبدار پیش آن سم شد به گفتا گوش دار

💡 همی بود با ناله آن کامیاب چنین تا برآمد ز کوه آفتاب

💡 آنچه افتاد چند بار مرا پند نگرفتم ای فلان که منم

💡 آب چشم ما به روی ما فتاد مردم دیده در این دریا فتاد

💡 بینی ار بینی در آب و آینه آفتاب روی و روی آفتاب

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز