فاتحت

مترادف‌ها

فاتح، پیروز، فتح‌کننده

متضادها

شکست‌خورده، بازنده

فرهنگ معین

(تِ حَ ) [ ع. فاتحة ] نک فاتحه.

فرهنگ فارسی

اولین سوره قر آن مکیه تعداد آیات ۷ سوره حمد.
۱ - ( اسم ) مونث فاتح ۲ - ( اسم ) آغاز هر چیز اول مقابل خاتمه جمع: فواتح. یا فاتحه فکرت. ۱ - آغاز اندیشه ۲ - ابتدای سخن. یا آغاز و خاتمه. آغاز و انجام. یا فاتحه نخواندن برای کسی. اهمیتی بدو ندادن. توضیح منشائ این مثل الف لیله و لیله است.

ویکی واژه

فاتحة نک فاتحه.

جمله سازی با فاتحت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آن به مدح تو کردم مفاتحت که گیا بسوی ابر گشاید زبان به شکر اول

💡 پس برآمد نور پاک فاطمه آن مبارک فاتحت را خاتمه

💡 مسند خلافت را صاحب صدر چنین بوده است و تخت امارت را صاحب قدر چند؟ این اسامی را از فاتحت تا خاتمت آر و شرط ترتیب و ترکیب در وی نگهدار تا سمع را از تو فائده بود و جمع را از تو نواله و مائده.

💡 بر اهل بخل فاتحت و خاتمت بدست ای کار تو بفاتحت و خاتمت کرم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران