بطح

لغت نامه دهخدا

بطح. [ ب َ ] ( ع مص ) بر روی افکندن کسی را. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( مؤید الفضلاء ). به روی افکندن و خوار کردن. ( زوزنی ). در روی افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). به روی افکندن. و رجوع به دزی ج 1ص 93 شود. || در اصطلاح قراء، اماله را گویند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به اماله شود.
بطح. [ ب ُ ] ( ع مص ) چسبیدن بچیزی غیر برآمده از آن. و منه: کان کمام الصحابة بطحاً؛ ای لازقة بالرأس غیر ذاهبة فی الهواء، و الکمام القلانس. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). چسبیدن بچیزی غیر برآمده از آن. ( آنندراج ).
بطح. [ب َ طِ ] ( ع اِ ) بطحیة. بطحاء. ابطح. جوی در سنگلاخ. ج، بطاح. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بطحیه و بطحائ و ابطح جوی در سنگلاخ جمع بطاح ٠

جمله سازی با بطح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نام‌های دیگر دبران، بطح و مِجْدَح است.

💡 نه موسی هست چون او نه چو بطحی وادی ایمن نه یوسف هست همچون او نه همچون کعبه کنعانش

💡 163- بقيع به معنى كافى است كه درختهاى گوناگون دارد، و در شهر مدينه پنجبقيع بوده است: 1- بقيع مصلى؛ كه پيامبر(ص ) در آنجا نماز عيد مى خوانده 2- بقيعغرقد؛ كه قبرستان مدينه است 3- بقيع زبير، كه پيامبر(ص ) آنجا را به زبير بن عوامداد 4-بقيع جنجبه؛ نام درختى است كه در آنجا روئيده بود 5- بقيع بطحان، كه نزديكرودخانه بود ( ترجمه اصول كافى ج 2، ص 344).

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز