غوطه خوردن

غوطه خوردن

«غوطه خوردن» به معنای فرو رفتن کامل یک جسم یا فرد درون یک مایع مانند آب است. این واژه در کاربرد فیزیکی به حالتی اشاره دارد که بدن یا شیء به طور کامل در آب یا هر مایع دیگری پوشیده می‌شود. در این حالت، تماس سطحی با محیط بیرون قطع شده و جسم درون سیال قرار می‌گیرد. از نظر علمی، غوطه خوردن می‌تواند با مفاهیمی مانند فشار، چگالی و شناوری در فیزیک مرتبط باشد. در زبان روزمره، این واژه گاهی برای شنا کردن یا فرو رفتن در آب به کار می‌رود. همچنین در کاربرد مجازی، غوطه خوردن به معنای درگیر شدن عمیق ذهنی با یک موضوع یا مسئله است. برای مثال، گفته می‌شود فردی در مطالعه یا تفکر «غوطه‌ور» شده است، یعنی کاملاً در آن تمرکز دارد. این کاربرد استعاری نشان‌دهنده شدت توجه و تمرکز فرد بر یک فعالیت خاص است. واژه غوطه خوردن در ادبیات نیز برای بیان حالت‌های عاطفی یا فکری عمیق استفاده می‌شود. در مجموع، این واژه هم به معنای فرو رفتن فیزیکی در مایع و هم به معنای درگیر شدن عمیق ذهنی یا احساسی در یک موضوع است.

لغت نامه دهخدا

غوطه خوردن. [ طَ / طِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فروشدن در آب. در آب شدن. ناغوش خوردن. سر به آب فروبردن. فرورفتن در آب. غوته خوردن. غوته زدن. غوطه ور شدن. انغماس. انغساس. قمس. غمس. غوص. رجوع به غوطه و غوته شود:
به دل گفت پیکار با ژنده پیل
چو غوطه ست خوردن به دریای نیل.فردوسی.چون ماهی شیم کی خورد غوطه غوک
کی دارد جغد خیره سر لحن چکوک ؟!لبیبی ( ازفرهنگ اسدی ذیل چکوک ).شیر... غوطه بخورد و جان شیرین به مالک سپرد. ( کلیله و دمنه ). در قعر دریا... غوطه خوردن... خطر است. ( کلیله و دمنه ).
بر گنج سایه از پی بذل زر افکنی
در بحر غوطه از پی در ثمین خوری.خاقانی.بحر ارنه غوطه خوردی در بحر کف خسرو
کی عذب وصاف بودی چون زمزم مطهر.خاقانی.و به دریای فکرت غوطه خوردن گرفت. ( سندبادنامه ص 302 ). توبه کردم که نیز در این دریا خوض نکنم و در این گرداب غوطه نخورم. ( سندبادنامه ص 270 ). حکیم فرمود غلام را به دریا انداختند و چند نوبت غوطه خورد. ( گلستان سعدی ).
آنکه خورد غوطه به آب اندرون
کی رود آن لحظه به خواب اندرون.امیرخسرو ( از آنندراج ).وآنکه در بحر غوطه می نخورد
سلک در و گهر کجا یابد؟ابن یمین.تاجبخشا منم آن قلزم معنی که خورد
نه فلک همچو صدف غوطه به دریای دلم.حسین ثنائی ( از آنندراج ).|| غرق شدن. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. خُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - سر در آب فرو بردن. ۲ - غرق شدن.

فرهنگ فارسی

۱ - فرو رفتن در آب غوطه زدن سر به آب فرو بردن انغماس. ۲ - غرق شدن.

ویکی واژه

سر در آب فرو بردن.
غرق شدن.

جمله سازی با غوطه خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دور باش صد بلا گردید درد و داغ عشق غوطه خوردن در دل آتش بهشتی بوده است

💡 به دریا در افتادن و غوطه خوردن نه جستن پناهی، نه دیدن کناری

💡 تا هستی تو باقیست محرومی از وصالش در شیر غوطه خوردن هم بر شکر مبارک

💡 گران چو لنگر بودم کنون سزاوارم بغوطه خوردن در قعر بحر بی پایاب

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز