غمس

لغت نامه دهخدا

غمس. [ غ َ ] ( ع مص ) به آب فروبردن کسی را. ( المصادر زوزنی ). فروبردن در آب. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). غمس چیزی، فروبردن چیزی را در آب. قَمس. ( از اقرب الموارد ). || خضاب کردن دست را بی نگار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در اقرب الموارد و قطر المحیط این معنی برای اغتماس آمده است: اغتمست المراءة؛ غمست یدهاخضاباً مستویاً من غیر تصویر. ( اقرب الموارد ). و صاحب تاج العروس آرد: واغتمست المراءة غمساً، و یقال اختضبت المراءة غمساً اذا غمست یدها خضاباً مستویاً من غیر تصویر، و فی «الاساس » من غیر نقش - انتهی. || تذهیب. طلاکاری و زرنگاری: صورة وحش او طائرمغموس بالذهب. ( دزی ج 2 ص 227 ). || فروبردن سنان در ثغره ( حفره ای در چنبر گردن ) کسی. ( از اقرب الموارد ). || غروب شدن نجم. ( منتهی الارب )( از آنندراج ). غایب شدن ستاره. ( از اقرب الموارد ). || خوردن غذا در قابلمه. ( دزی ج 2 ص 227 ).

فرهنگ معین

(غَ سْ ) [ ع. ] (مص م. ) کسی یا چیزی را در آب فرو کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) باب فرو بردن کسی یا چیزی را.

ویکی واژه

کسی یا چیزی را در آب فرو کردن.

جمله سازی با غمس

💡 زخیل فتنه آخر زمان مرا چه غمست اگر ولایت حیدر حصار من باشد

💡 قافیه غالب چو نیست پرس ز عرفی «گر من فرهنگ بودمی چه غمستی؟»

💡 مرا بر دل از وی هزاران غمست در ایوانم از سوز او ماتمست

💡 گفتی خاقانیا به شاهد و می‌کوش گر من ازین دست بودمی چه غمستی

💡 غم همه ز آن است کشنای نیازم گر نه نیاز آزمودمی چه غمستی

💡 گرچه پیشند پیش از این چه غمست پیشی صفر بیشی رقمست

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز