غمازی در زبان فارسی به معنای سخنچینی، خبرچینی و انتقال سخنان دیگران به قصد ایجاد اختلاف و آسیب رساندن به روابط میان افراد است. این واژه در اصل به رفتاری اشاره دارد که در آن شخص، گفتار یا راز دیگران را بدون اجازه و با نیت نادرست به فرد یا افراد دیگر منتقل میکند. این عمل معمولاً با هدف برهم زدن آرامش، ایجاد سوءظن و به وجود آوردن دشمنی و کدورت میان افراد انجام میشود. در منابع اخلاقی و دینی، غمازی رفتاری ناپسند و نکوهیده شناخته شده است زیرا باعث تضعیف اعتماد اجتماعی و فروپاشی روابط انسانی میگردد. از نظر معنایی، این کار تنها یک خبررسانی ساده نیست، بلکه همراه با نیت بدخواهانه و تحریککننده برای ایجاد فتنه و اختلاف است. این رفتار با غیبت تفاوت دارد، زیرا در غمازی علاوه بر نقل سخن دیگران، عنصر تحریک و دامن زدن به درگیری نیز وجود دارد. انگیزه این عمل معمولاً میتواند حسادت، کینهتوزی یا تلاش برای جلب توجه و برتریجویی در میان افراد باشد. پیامدهای غمازی شامل از بین رفتن اعتماد، افزایش دشمنیها و ایجاد تنشهای پایدار در روابط فردی و اجتماعی است. در بسیاری از فرهنگها، فرد غماز به عنوان شخصی غیرقابل اعتماد شناخته میشود و از او دوری میگردد.
غمازی
لغت نامه دهخدا
غمازی. [ غ َم ْ ما ] ( حامص ) وشایت. ( مقدمة الادب زمخشری ). غماز بودن. سخن چینی. غمز. نمیمة. رجوع به غَمّاز شود:
چو مشک عشق توغماز من شد ای دل و جان
بدیع نبود از مشک و عشق غمازی.سوزنی.کسی چه عیب کند مشک را بغمازی ؟ظهیر فاریابی.از قمر اندوخته شب بازیی
وز سحر آموخته غمازیی.نظامی.نی مرااو تهمت دزدی نهد
نی مهارم را به غمازی دهد.مولوی ( مثنوی ).
فرهنگ معین
( غَ مُ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) سخن چینی.
فرهنگ عمید
۱. غماز بودن، سخن چینی: میسرت نشود سرّ عشق پوشیدن / که عاقبت بکند آب دیده غمازی (سعدی۲: ۵۱۸ ).
۲. ناز و عشوه کردن.
فرهنگ فارسی
سخن چینی غمز نمیمه.
ویکی واژه
سخن چینی.
جمله سازی با غمازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست در جمله جهان مثل تو صاحب حسنی چشم را گوی که زو دیدهام این غمازی
💡 دوربینان که ز غمازی راز آگاهند راز خود از در و دیوار نهان می دارند
💡 رازم از پردهٔ دل هیچ هویدا نشدهست تا که غمازی آن غمزهٔ پنهان چه کند
💡 طرّه های سرکشت کی ترک طرّاری دهند غمزه های دلکشت کی ترک غمازی کنند
💡 مرا به گفتن بسیار عیب نتوان کرد کسی چه عیب کند مشک را به غمازی؟