غضبناکی

لغت نامه دهخدا

غضبناکی. [ غ َ ض َ ] ( حامص مرکب ) خشمگینی. ( ناظم الاطباء ). غضبناک بودن. خشمگین شدن.

فرهنگ فارسی

غضبناک بودن خشمگینی.

جمله سازی با غضبناکی

💡 شعله دارد ز تو آیین غضبناکی را اجل از طرز تو آموخته بی باکی را

💡 بدین سیل سرشکم آتش دوزخ چه خواهد کرد گرفتم با چو من کم‌آبرویی هم غضبناکی

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز