غریب شمار، به معنای افرادی است که در میان جمعیت شناخته نشده و ناشناخته باقی ماندهاند. این واژه به نوعی به کسانی اشاره دارد که در بین دیگران، گمنام و بینام و نشان هستند. به عبارتی این واژه به مفهوم انسانهایی میانجامد که به دلیل ویژگیهای خاص یا شرایط زندگی خود، در انزوا قرار گرفته و از چشمها دور ماندهاند. چنین کسانی ممکن است در جامعه وجود داشته باشند، اما به دلیل عدم توجه یا شناخت کافی، از یاد میروند. این مفهوم همچنین میتواند به ابعاد اجتماعی و فرهنگی مربوط باشد که در آن افراد به دلیل تفاوتها یا شرایط خاص خود، به حاشیه رانده میشوند. در واقع، این کلمه به ما یادآوری میکند که باید به این افراد توجه بیشتری داشته باشیم و ارزش وجود آنها را درک کنیم.
غریب شمار
لغت نامه دهخدا
غریب شمار. [غ َ ش ُ / ش ِ ] ( ن مف مرکب ) در عداد غربا:
می دان که جان ز روی شناسان آن سراست.
مشمارش از غریب شماران این سرا.خاقانی.رجوع به غریب اشمار شود.
فرهنگ معین
( ~. شُ ) [ ع - فا. ] (اِ. ص. ) گمنام، مجهول.
فرهنگ عمید
۱. در شمار غریبان.
۲. [قدیمی] = غرشمار
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - درشمار غریبان در آمده در عداد غربائ ۲ - غرشمال قرشمال کولی.
در عداد غربا
ویکی واژه
گمنام، مجهول.
جمله سازی با غریب شمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خنده شیرین زد و ز شرم برافروخت ماه غریب از چو من غریب شماری