غربان
مترادفها
کلاغها
لغت نامه دهخدا
غربان. [ غ َ ] ( ع اِ ) تثنیه غرب، مقدم و مؤخر چشم. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به غرب شود.
غربان. [ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ غُراب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ابن مالک در این بیت همه جموع غراب را آورده است:
بالغرب اجمع غراباً ثم اغربة
و اغرب و غرابین و غربان.( دائرة المعارف فرید وجدی ).
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ غراب.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع غراب زاغان کلاغان.
تثنیه غرب مقدم و موخر چشم
ویکی واژه
جِ غراب.
جمله سازی با غربان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قیل احد المشرقین للشمس و الثانی للقمر. و کذلک المغربان.
💡 فقال: «یا ابی! ان الشمس و القمر یکسبان بعد ذلک الضوء و النور، ثم یطلعان علی الناس و یغربان، کما کانا قبل ذلک یطلعان و یغربان، و اما الناس فأنهم رأوا ما رأوا من فظاعة تلک الایة و عظمها، فیلحون علی الدنیا حتی یجروا فیها الانهار، و یغرسوا فیها الاشجار، و یبنوا البنیان، و أما الدنیا فلو نتج لرجل منهم لم یرکبه حتی تقوم الساعة من لدن طلوع الشمس من مغربها الی أن ینفخ فی الصور».
💡 لکن اذاالغربان ینعق فی اللوی خرست هناک عنادب الایام
💡 و بحکم یا قومنا غربانکم صارت مظاره هل یرجی عاقل من علقم الاالمراره