عهدی

لغت نامه دهخدا

عهدی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عهد. رجوع به عهد شود. || کافری که با مسلمانان پیمان دارد. برخلاف حربی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). معاهد. مسالم.

فرهنگ فارسی

منسوب به عهد کافری که با مسلمانان پیمان دارد برخلاف حربی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَهْدِی: عهد و پیمان من
معنی أَیْمَانٌ: سوگندها(أیمان، جمع یمین یعنی سوگند است، و این معنا را از کلمه یمین به معنای دست راست گرفتهاند، چون در بین عرب مرسوم و معمول بود که وقتی سوگندی می خوردند، و یا عهدی میبستند، و یا بیعتی میکردند، و یا مثلا معاملهای انجام میدادند، برای اینکه بفهما...
معنی عَزْمِ: تصمیم جدی و عقد قلب است بر اینکه فعلی را انجام دهی، و یا حکمی را تثبیت کنی، بطوری که دیگر در اعمال آن تصمیم و تاثیرش هیچ سستی و وهن باقی نماند، مگر آنکه به کلی از آن تصمیم صرف نظر کنی، به این معنا که عاملی باعث شود به کلی تصمیم شما باطل گردد (معن...
ریشه کلمه:
عهد (۴۶ بار)ی (۱۰۴۴ بار)

جمله سازی با عهدی

💡 عهدی که بسته بودم با پیر میفروش در سال قبل تازه نمودم دوباره دوش

💡 مرا عهدی است با خوبان، بسی محکم؛ چه سود اما سر و کارم کنون افتاده با این سست‌پیمانان!

💡 سست عهدی که بدو عهد مودت بستم ترسم آخر که به سختی شکند پیمان را

💡 خرابی یافت راهی در دلم چون ملک بی‌صاحب خوشا عهدی که در ملک دلم غم پادشاهی بود

💡 بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم از تو ای پیمان‌شکن امید دیگر داشتم

سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز