ویکی واژه
عمّع
مترادف عمّه در زبان فارسی، خواهر پدر.
عمّع
مترادف عمّه در زبان فارسی، خواهر پدر.
💡 موکب شعر مرا ز فخر مدیحت مقرعه زن گشته صد رشیدی و عمعق
💡 ز صد یکی نتواند حدیث وصف توگفتن هزار صاحب و صابی هزار صابر و عمعق
💡 هم بر آنگونه که استاد سخن عمعق گفت خاک خونآلود ای باد به اصفاهان بر
💡 خجسته خواجه نجیبی خطیری و طیان قربع و عمعق و حکاک قرد یافهدرای
💡 ز نظمگفت شه الحق نمانده زینت و رونق بگفتهمگر و عمعق به شعر خسرو بیضا
💡 سواد نظم مرا گر بود ز آب گذر کنند فخر رشیدی و صابر و عمعق