علاقمند

مترادف‌ها

مشتاق، دوستدار، طرفدار

متضادها

بی‌علاقه، بیزار

لغت نامه دهخدا

علاقمند.[ ع َ ق َ / ق ِ م َ ] ( ص مرکب ) رجوع به علاقه مند شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که تعلق خاطر دارد علاقه مند. ۲ - مرتبط. ۳ - منسوب. ۴ - کسی که مسوئ ول مالیات محلی است.

جمله سازی با علاقمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 موسری ۳۸ ساله که مجله بیزینس اینسایدر در سال ۲۰۱۵ او را «بازیکن قدرتی» فیس‌بوک نامیده بود،همراه با همسرش مونیکا و سه پسرشان در سانفرانسیسکو زندگی می‌کنند. آدام و مونیکا به امور خیریه علاقمندند و در خیریه‌های محلی از جمله پروژه شانتی – که موسسه‌ای مردم‌نهاد برای کمک به افراد مبتلا به ایدز و سرطان است- مشارکت می‌کنند.

💡 آلبرت آسرائیان (ارمنی: Ալբերտ Ասրիյան؛ ۲۸ ژوئن ۱۹۵۱ – ۲۸ نوامبر ۲۰۰۷) یک نوازنده ویولن، آهنگساز، تنظیم‌کننده موسیقی، رهبر گروه موسیقی اهل ارمنستان بود. او در سن ۹ سالگی به آموزش ویولن در کنسرواتوار یرِوان پرداخت و سپس به موسیقی جاز علاقمند شد.

💡 این کتاب به علاقمندان طنزپژوهی، به ویژه دانشجویان و دانشگاهیان یاری می‌رساند تا با گزیده‌ای از طنزپژوهی‌ها به کوشش چند تن از مشهورترین طنزپژوهان جهان که هر یک دیدگاه و روش متفاوتی در زمینة کار خود دارند آشنا شوند.

💡 دانشمندان دیگر معتقد هستند باید تحقیقات پایه‌ای بیشتری برای فهم مکانیزم‌های میرایی در منیزیم خالص صورت گیرد. آن‌ها علاقمند به شناخت مکانیزم‌های میرایی در آلیاژهای منیزیم با ساختار ساده و مشابه منیزیم خالص با مقدار کمی اتم‌های محلول یا نامحلول می‌باشند. با وجود اینها پیشرفت چشمگیری در شناخت مکانیزم‌های میرایی منیزیم حاصل نشده و تحقیقات بیشتری نیاز است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران