عقلانی
مترادفها
منطقی، معقول، خردمندانه
متضادها
غیرعقلانی، ابلهانه
لغت نامه دهخدا
عقلانی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عقل. عقلی:
شخص انسان را ز حق یک نور عقلانی عطاست
روح ده دانست که اعضا برنتابد بیش از این.خاقانی.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع. ] (ص نسب. ) منسوب و مربوط به عقل.
فرهنگ عمید
۱. مربوط به عقل.
۲. عاقلانه، خردمندانه.
فرهنگ فارسی
مسنوب بعقل، آنچه که مربوطبه عقل باشد
( صفت ) منسوب به عقل: قوه عقلانی.
ویکی واژه
منسوب و مربوط به عقل.
جمله سازی با عقلانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سلیمان وقت! که پری رویان عقلانی و روحانی به فرمان تواند، دیو رویان نفسانی و شیطانی پیش تخت وجود تو دَوَند:
💡 از نقطهنظری دیگر، استنباط را میتوان ابزاری عقلانی دانست که براساس مشاهدهٔ حقایق فهم جدیدی را پیدا میکند. استنباط از این دیدگاه به معنی اثباتکردن گزاره نیست، بلکه به معنی یافتن راههای جدیدی برای بررسی و تحقیق است. بر مبنای این دیدگاه، دو نوع استنباط میتوان تعریف کرد: استقرا و استدلال استنتاجی.
💡 هرگز به آینده اجازه نده که مزاحم امروز تو شود. تو آینده را، اگر مجبور باشی، با همان سلاح عقلانیتی که امروز در برابر زمان حال سپر توست، ملاقات خواهی کرد
💡 عنایتهای تو جان را چو عقل عقل ما آمد چو تو از عقل برگردی چه دارد عقل عقلانی
💡 پتریک گدس و پس از آن لوئیز مامفورد از بنیانگذاران برنامهریزی شهری به شیوه علمی (عقلانی) هستند.