عزب خانه. [ ع َزَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که مردان مجرد گرد آیند و با زنان بطور مشروع یا نامشروع مباشرت کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). خانه نهانی که جوانان زن ناکرده دارند عیش های نهانی را. خلوت خانه پسران مجرد. خانه بی اغیار عزبی را. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
با ثنای تو عقد بسته بهم
در عزب خانه عیسی مریم.سنائی.نفس نباتی ار به عزب خانه بازشد
عیبش مکن که مادر بستان سترون است.انوری.باد ازو ناردانه کرده جدا
چون عزب خانه های زنبور است.؟ ( از تاج المآثر ).برسم جوانان نوخاسته
عزب خانه و خلوت آراسته.نزاری قهستانی.
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - خانه - ای که چند مرد مجرد در آن زندگی می کنند. ۲ - جایی که مردها با زن ها رابطة نامشروع برقرار می کنند.
۱. خانه ای که چند مرد مجرد برای خوش گذرانی در آن به سر می برند.
۲. روسپی خانه.
( اسم ) جایی که مردان مجرد گرد آیند و با زنان به طور مشروع یا نا مشروع مباشرت کنند.
خانه - ای که چند مرد مجرد در آن زندگی میکنند.
جایی که مردها با زنها رابطة نامشروع برقرار میکنند.
💡 کرده از شکل عزب خانهٔ زنبور از غم دل عشاق جهان غمزهٔ خونخوارهٔ دوست
💡 نار ازو ناردانه گشته جدا چون عزب خانهای زنبور است
💡 با ثنای تو عقد بسته به هم در عزب خانه عیسی مریم
💡 به رسم جوانان نوخاسته عزب خانهی خلوت آراسته
💡 انجم آورده بدامن، فلک از بهر نثار یعنی امشب بعزب خانه مهر آمده ماه