فرهنگستان زبان و ادب
{flat} [حمل ونقل دریایی] بخش کوچکی از عرشه که صاف و بدون انحنا است
{flat} [حمل ونقل دریایی] بخش کوچکی از عرشه که صاف و بدون انحنا است
[ویکی الکتاب] معنی عَرْشُکِ: تخت پادشایی تو
ریشه کلمه:
عرش (۳۳ بار)ک (۱۴۷۸ بار)
بخش کوچکی از عرشه که صاف و بدون انحنا است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و روی انّ موسی یناجی ربّه اذ رأی رجلا تحت ظلّ العرش فقال یا ربّ من هذا الّذی قد اظلّه عرشک؟ قال هذا کان بارّا بوالدیه و لم یمش بالنّمیمة.
💡 فَلَمَّا جاءَتْ بلقیس قِیلَ لها أَ هکَذا عَرْشُکِ قالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ شبّهته به فلم تقرّ بذلک و لم تنکر، فعلم سلیمان کمال عقلها، قال الحسین بن فضل: شبّهوا علیها بقولهم: أَ هکَذا عَرْشُکِ فشبّهت علیهم بقولها: کَأَنَّهُ هُوَ، فاجابتهم علی حسب سؤالهم، و لو قالوا لها هذا عرشک لقالت نعم.