این واژه مستقیماً به قوم و زبان عبرانیان (یهودیان) اشاره دارد. در بیت منسوب به سنائی که آوردهاید: «سخن کز روی دین گویی چه عبرانی چه سریانی / مکان کز بهر حق جوئی چه جابلقا چه جابلسا»، شاعر دو زبان و دو مکان اسطورهای را در کنار هم میآورد تا نشان دهد که حقیقت و جوهر کلام، فارغ از تعلق زبانی یا جغرافیایی است.
با بسط دادن این مفهوم، درمییابیم که نه تنها به زبان رایج در میان یهودیان اشاره دارد، بلکه بار تاریخی و مذهبی عمیقی نیز حمل میکند، چرا که زبان عبری به عنوان یکی از قدیمیترین زبانهای نوشتاری شناخته میشود. در ادبیات فارسی، استفاده از این اصطلاح اغلب برای اشاره به «زبان یهودی» در تقابل با زبانهای دیگر رایج در جهان اسلام (مانند عربی، سریانی، یا فارسی) به کار رفته است؛ این کاربرد، بیانگر گستره واژگان و تسلط شعرا بر مفاهیم فرهنگی و مذهبی جهان پیرامون خود بوده است.
علاوه بر این، ارجاع نهایی در متن اصلی به عبرانیان (بخش «و رجوع به عبرانیان شود») نشان میدهد که این مدخل لغوی صرفاً به حوزه زبانشناسی محدود نمیشود، بلکه مستلزم درک سوابق تاریخی، قومی و تمدنی مردمی است که به این زبان سخن میگفتهاند. از منظر زبانشناختی نوین، عبری یک زبان سامی محسوب میشود که تحولاتی را از زبان عبری باستان تا عبری میانه و در نهایت عبری نوین که امروزه در اسرائیل احیا شده است پشت سر گذاشته و همچنان به عنوان زبان نیایش و متون دینی جایگاه خود را حفظ کرده است.