عارفت

فرهنگ معین

(رِ فَ ) [ ع. عارفة ] (اِمص. ) نیکویی.

ویکی واژه

نیکویی.

جمله سازی با عارفت

💡 زره رسید بصد گونه جاه و حشمت و فرّ خدایگان امم، عارفت ستوده سیر

💡 و گفت: عارفترین به خدای آن بود که متحیرتر بود در خدای تعالی.

💡 عارفت ار نقشت عیان بیند به مرآت وجود در ظهور هستی غیبش نماید انتظار

💡 هر که عاقلتر بود عارفتر است از طریق معرفت واقفتر است

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز