ظنین

لغت نامه دهخدا

ظنین. [ ظَ ] ( ع ص ) مُتهم. مَظنون.صاحب تهمت. تُهمت زده. تهمت نهاده شده. تهمت کرده شده.

فرهنگ معین

(ظَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - مورد اتهام واقع شده. ۲ - بدگمان نسبت به دیگران.

فرهنگ عمید

آن که به کسی یا چیزی مظنون است، بدگمان.

فرهنگ فارسی

متهم، تهمت زده، کسی که باوتهمت زده شده، بدخواه که نسبت باوبدگمان واوبدیگران بدگمان باش
( صفت ) ۱ - کسی که نسبت به او بد گمان باشند مظنون متهم. ۲ - کسی که نسبت به دیگران بد گمان باشد. توضیح به معنی دوم در عربی نیامده.
متهم. مظنون. صاحب تهمت. تهمت زده. تهمت نهاده شده. تهمت کرده شده.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ظَنین به معنای متهم از آن در باب شهادات سخن گفته اند.
ظنین به کسی گویند که مردم به او بدگمان اند و به وی اعتماد ندارند. در روایتی فاسق و خائن از مصادیق ظنین شمرده شده اند. از این رو، ظنین به متهم به بی دینی یا متهم به دروغ و خیانت تعریف شده است. از آن در باب شهادات سخن گفته اند.بر اساس روایتی، شهادت ظنین نزد قاضی پذیرفته نیست. ظنین هرچند در لغت به معنای مطلق متهم آمده است، لیکن از نگاه فقها مراد از آن تهمتی خاص است.

ویکی واژه

مورد اتهام واقع شده.
بدگمان نسبت به دیگران.

جمله سازی با ظنین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این چه رفتار است، ای یار قدیم تو ظنین از ما و ما در رنج و بیم

💡 سخت در حیرت، فرو شد عابدین هم ز خر بد دل، هم از یاسی ظنین

💡 گر بشود مجلس شوری ظنین زود ببرید سر مفسدین

💡 تو نیز این چنینی، چون نظم من ببینی، از طبع من ظنینی، وز خویش بدگمانی

💡 چو فکر از همه مظنون مردمان ظنین

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز