کلمهی «طفلی» در فارسی به معنای کودک، خردسال یا فرد کمسن و ناتوان است و بار معنایی آن معمولاً محبتآمیز و دلسوزانه است. این واژه برای اشاره به کسانی به کار میرود که از نظر سن یا تجربه، هنوز به بلوغ نرسیدهاند و نیازمند مراقبت، حمایت و راهنمایی بزرگترها هستند. «طفلی» میتواند هم در معنای واقعی، یعنی کودک خردسال، استفاده شود و هم بهصورت استعاری برای اشاره به فردی ناتوان، بیپناه یا آسیبپذیر به کار رود. در ادبیات فارسی و متون کلاسیک، «طفلی» اغلب برای ایجاد حس مهربانی و دلسوزی نسبت به شخصیتهای کمسن یا ضعیف به کار رفته است و فضایی عاطفی و انسانی ایجاد میکند. در گفتار روزمره نیز وقتی گفته میشود «آن طفلی خیلی بیپناه است»، منظور این است که کودک یا فرد کوچک و ناتوان نیازمند مراقبت و توجه است. از نظر معنایی، این واژه با اصطلاحاتی مانند «کودک»، «نوجوان»، «خردسال»، «بیپناه» و «کمتوان» هممعنی است و همواره حس دلسوزی، مهربانی و حمایت را منتقل میکند.
طفلی
لغت نامه دهخدا
طفلی. [ طِ ] ( حامص ) کودکی.
طفلی. [ طِ ] ( اِ ) درخت مقل است. ( تحفه حکیم مؤمن ).درخت مقل است که دوم نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
طفلی. [ طَ لی ی / طَ ف َ لی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به طَفْل یا طَفَل به معنی خاک رس مخصوص. رجوع به دزی ج 2 ص 49 شود.
فرهنگ عمید
١. [عامیانه] = طفلک
٢. (حاصل مصدر ) کودکی، خردسالی.
فرهنگ فارسی
۱ - کودکی بچگی طفولیت. ۲ - زمان کودکی.
درخت مقل است درخت مقل است که دوم نامند.
جمله سازی با طفلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو آن طفلی که بستانش کند خمیازه سنج زخم دل از شوق پیکانت نمیبندد دهان
💡 باده طفلی است که با پیر و جوان می بازد می چو آمد به میان عاقل و دیوانه یکی است
💡 ای دریغان سر به باغ کامرانی کاسمان کرد در طفلی چو گل پیراهن عمرش قباه
💡 بی مربی، خون ز نوک خامه ی من می رود همچو آن طفلی که گریان باشد از بی مادری
💡 آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام