ضدیت

لغت نامه دهخدا

ضدیت.[ ض ِدْ دی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مخالفت. عداوت.

فرهنگ معین

(ض دُ یَُ ) [ ع. ضدیة ] (اِمص. ) ۱ - ضد هم بودن، مخالف هم بودن. ۲ - دشمنی، ناسازگاری.

فرهنگ عمید

۱. مخالفت.
۲. عداوت، دشمنی.

فرهنگ فارسی

مخالفت. عداوت

ویکی واژه

ضد هم بودن، مخالف هم بودن.
دشمنی، ناسازگا

جمله سازی با ضدیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاتل: آنچه از ضدیت هلاک سازد و مرادف سمّ است. و بعضی گفته‌اند زهر حیوانی مخصوص به اسم سمّ و غیر حیوانی مختص به قاتل.

💡 و «کظم غیظ»، که عبارت است از فرو بردن خشم، و خود را در حالت غضب نگاهداشتن، اگر چه حلم نیست و لیکن آن نیز ضدیت با غضب دارد که نمی گذارد آثار غضب ظهور نماید.

💡 ندیدم فایدت ز احزاب جز ضدیت شخصی خدا برچیند از بیخ این بساط رشک و ماسی را

💡 غم تو بود و من آن دم که شادی و غم را به هم نه صورت ضدیت و مقابله بود

💡 در زمان او که ضدیت شد از اضداد رفع صعوه با باز است یار و گرگ با میش است رام

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز