ضد آب
مترادفها
مقاوم در برابر آب
فرهنگستان زبان و ادب
ضدآب
{watertight, waterproof} [حمل ونقل دریایی] ویژگی درها و اتصالات و قطعات و بخش هایی که از نفوذ آب به داخل و به بیرون جلوگیری می کنند
ویکی واژه
impermeabile
جمله سازی با ضد آب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه آبست اصل و فرع آتش ضد آبست آتش سرکش
💡 در فرایند توسعه کوئسترا، آدیداس سعی کرد توپی سبک تر و پاسخگوتر ایجاد کند. آدیداس با ساخت توپ جدید از پنج مواد مختلف و پاکت کردن آن در فوم پلیاستایرن، کوئسترا را ضد آب تر کرد و اجازه شتاب بیشتر در هنگام ضربه زدن را داد.
💡 برای محافظت از وسایل الکترونیکی در هنگام بارندگی، حتماً باید از کیسههای ضد آب و باکیفیت برای بستهبندی آنها استفاده کنید.
💡 این ساعت جدید دارای بدنه بسیار مقاوم و قابلیت ضد آب است که اجازه میدهد در هنگام شنا کردن نیز از آن استفاده کرد.
💡 قبل از رفتن به پیادهروی در جنگل، مطمئن شوید که کفشهای شما کاملاً ضد آب هستند تا پاهای شما خیس نشوند.