ضایر

لغت نامه دهخدا

ضایر. [ ی ِ] ( ع ص ) ( از «ض ی ر» ) ضائر. زیان رساننده:
دولت ضایر بگاه صلح تو نافع شود
دولت نافع بگاه خشم تو ضایر شود.منوچهری.

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. ضائر ] (اِفا. ) زیان رساننده، ضرر رساننده.

فرهنگ عمید

ضرر رساننده، زیان رساننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ضرر رساننده زیان رساننده.

جمله سازی با ضایر

💡 غضایری که اگر زنده باشدی امروز به شعر من کندی فخر در همه احوال

💡 بدین عروض و قوافی غضایری گوید اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال

💡 کجا شریف بود چون غضایری بر تو ز طبع باشد چونانکه زر سرخ و سفال

💡 دولت ضایر به گاه صلح تو نافع شود دولت نافع به گاه خشم تو ضایر شود

💡 ایا غضایری ای شاعری که در دل تو بجز تو هر که بود جمله ناقص اند ونکال

💡 گفت: آنکه با تو طعام می‌خورد و از تو می‌گریزد و ازتو می‌خرد و به تو می‌فروشد و دلش در حضایر قدس پشت به بالش انس بازنهاده باشد.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز