لغت نامه دهخدا
صلاحیت دار. [ ص َ حی ی َ ] ( نف مرکب ) صالح. شایسته برای رسیدگی بکاری. لایق برای انجام عملی. درخور کاری.
- دادگاه صلاحیت دار؛ صالح برای رسیدگی.
صلاحیت دار. [ ص َ حی ی َ ] ( نف مرکب ) صالح. شایسته برای رسیدگی بکاری. لایق برای انجام عملی. درخور کاری.
- دادگاه صلاحیت دار؛ صالح برای رسیدگی.
دارای صلاحیت، شایسته برای انجام دادن کاری، لایق برای رسیدگی کردن به امری.
( صفت ) شایسته برای رسیدگی به امری درخور اجرای عملی: دادگاه صلاحیت دار. یا مقامات صلاحیت دار. مقامات صالحه.
competente
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آیمو بهطور کلی صلاحیت دارد در خصوص کلیه مسائل اداری و حقوقی مربوط به دریانوردی، اقدامات و تصمیمات لازم را انجام دهد و تاکنون پس از ۵۳ سال فعالیت مستمر توانستهاست ۵۰ کنوانسیون و پروتکل و بیش از ۱۰۰۰ کد و توصیهنامه در رابطه با ایمنی و امنیت دریانوردی، جلوگیری از آلودگی آبها و موضوعات مرتبط دیگر را به تصویب برساند. مهمترین هدف آیمو «ایمنی، امنیت، کشتیرانی کارآمد در اقیانوسهای عاری از آلودگی» است.