صلاحیت دار

مترادف‌ها

شایسته، لایق، واجد شرایط

متضادها

بی‌صلاحیت، نالایق، بی‌کفایت

لغت نامه دهخدا

صلاحیت دار. [ ص َ حی ی َ ] ( نف مرکب ) صالح. شایسته برای رسیدگی بکاری. لایق برای انجام عملی. درخور کاری.
- دادگاه صلاحیت دار؛ صالح برای رسیدگی.

فرهنگ عمید

دارای صلاحیت، شایسته برای انجام دادن کاری، لایق برای رسیدگی کردن به امری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شایسته برای رسیدگی به امری درخور اجرای عملی: دادگاه صلاحیت دار. یا مقامات صلاحیت دار. مقامات صالحه.

ویکی واژه

competente

جمله سازی با صلاحیت دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آیمو به‌طور کلی صلاحیت دارد در خصوص کلیه مسائل اداری و حقوقی مربوط به دریانوردی، اقدامات و تصمیمات لازم را انجام دهد و تاکنون پس از ۵۳ سال فعالیت مستمر توانسته‌است ۵۰ کنوانسیون و پروتکل و بیش از ۱۰۰۰ کد و توصیه‌نامه در رابطه با ایمنی و امنیت دریانوردی، جلوگیری از آلودگی آب‌ها و موضوعات مرتبط دیگر را به تصویب برساند. مهم‌ترین هدف آیمو «ایمنی، امنیت، کشتی‌رانی کارآمد در اقیانوس‌های عاری از آلودگی» است.

💡 برای تصدی این پست مدیریتی حساس، فرد باید دارای تجربه بسیار زیاد و مدارک تحصیلی معتبر و همچنین صلاحیت دار باشد.

💡 انتخاب یک تیم فنی صلاحیت دار برای اجرای این پروژه بزرگ زیرساختی، تضمین‌کننده کیفیت و سرعت انجام عملیات‌های مهندسی در پروژه خواهد بود.

💡 داوران مسابقات باید افرادی کاملاً متخصص، بی‌طرف و صلاحیت دار باشند تا عدالت در برگزاری رقابت‌های ورزشی به درستی رعایت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران