صلاح کردن

مترادف‌ها

اصلاح کردن، سامان دادن، درست کردن

متضادها

مفسد کردن، خراب کردن

لغت نامه دهخدا

صلاح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشورت کردن. رای زدن. تدبیر کردن: اکنون بازگرد تا من با وزیران خود صلاح کنم. ( قصص الانبیاء ). رجوع به صلاح شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) هم فکری کردن، مشورت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مشورت کردن رای زدن.

ویکی واژه

هم فکری کردن، مشورت کردن.

جمله سازی با صلاح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترانزیستورهای تک مولکولی اساساً با ترانزیستورهای معمولی متفاوت هستند. دروازه یک ترانزیستور مرسوم رسانایی بین منبع و الکترود را با کنترل کردن چگالی بار بین آن‌ها ارزیابی می‌کند درحالی که دروازه در ترانزیستورهای تک مولکولی احتمال پرش به یا از مولکول یک الکترون توسط اصلاح کردن انرژی اربیتال‌ها کنترل می‌کند. یکی از تأثیرات این تفاوت این است که ترانزیستور تک مولکولی به صورت دوتایی است: یا روشن است یا خاموش. این دقیقاً در مخالفت با ترانزیستورهای معمولی است.

💡 شورای عالی تصمیم گرفت که تمام قوانین قدیمی را با توجه به نیازهای روز جامعه، مجدداً بررسی و صلاح کردن آن‌ها را در دستور کار قرار دهد

💡 مدیر جدید شرکت تلاش بسیار زیادی برای صلاح کردن ساختارهای اداری و بهبود روند همکاری بین بخش‌های مختلف در سازمان انجام داده است تا بهره‌وری بالا رود

💡 گاهی اوقات لازم است که انسان‌ها در رفتارهای خود بازنگری کرده و با تلاش برای صلاح کردن اخلاق خود، به سمت رشد و تعالی حرکت کنند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران