صفراشکن

لغت نامه دهخدا

صفراشکن. [ ص َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) زائل کننده صفرا. بُرنده صفرا. خوردنی یا داروئی که صفرا را ببُرد:
سرگیج کن هزار صفرا
صفراشکن هزار سودا.نظامی.- آلبالو صفراشکن. صفراشکنه آلبالو.

فرهنگ معین

( ~. ش کَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) غذا یا داروی زایل کنندة صفرا.

فرهنگ عمید

= صفرابر

فرهنگ فارسی

( صفت ) غذا یا داروی زایل کننده صفرا.

ویکی واژه

غذا یا داروی زایل کنندة صفرا.

جمله سازی با صفراشکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین بگذشتم بیار حمرا را صفراشکن هزار صفرایی

💡 مرا صفرای تو سرگشته کرده‌ست ز لطف خود مرا صفراشکن ده

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز