فرهنگ معین
( صف آشوب ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) دلاور.
( صف آشوب ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) دلاور.
( صف آشوب ) ( صفت ) ۱ - کسی که صف و رده را بر هم زند. ۲ - دلاور شجاع.
دلاور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گردان ز جنگش کشیدند دست ربیع صف آشوب چون پیل مست
💡 سواری دگر اسب زد در نبرد صف آشوب و گردن کش و شیرمرد
💡 دو فرزند بد مرو را جنگ جوی دلیر و صف آشوب و فرهنگ جوی
💡 دو میر شجاع و دو پیل نبرد دو شیر صف آشوب و دو مرد مرد
💡 همی راند گلشاه با مهر و رنگ سمند صف آشوب را نرم و تنگ