صعب العبور

لغت نامه دهخدا

صعب العبور. [ ص َ بُل ْ ع ُ ] ( ع ص مرکب ) دشوارگذار. دش گذار.

فرهنگ عمید

راهی که از آن به سختی عبور می کنند.

فرهنگ فارسی

جایی که از آن بسختی توان گذشت دشوار گذار دش گذار دشورا رو مقابل سهل العبور.
دشوار گذار

جمله سازی با صعب العبور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آبشار روستای ترا در انتهای دره سمت چپ در دامنه قله‌ای مخروطی و بلند قرار گرفته و شامل ۲ آبشار می‌باشد. نزدیکترین آبادی، روستا ترا می‌باشد که جاده آن تنگ و با شیب زیاد می‌باشد. مسیر از روستا تا پای آبشار صعب العبور ولی بسیار زیبا می‌باشد. ارتفاع آبشار حدود ۲۵ متر و آبشار بالا دست آن داخل کوه با فضایی غار مانند و با دسترسی سخت‌تر می‌باشد.

💡 در این منطقه مشکلاتی از قبیل وجود بافت فرسوده بسیار، عرض کم و صعب العبور بودن معابر، فاضلاب نامطلوب، امنیت پایین وجود دارد و احتمال مرگ و میر بسیار زیاد است.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز