صرفش

ویکی واژه

صرفش (جمع صرفش‌ها) [صَرْفِشْ]
برآمده از «صرف» (بن حال صرفیدن) با پسوند «ـش»، مانند «روش»، که به چگونگی فرآیند اشاره می‌کند.
چگونگی فرآیند صرفیدن: صرفش ماهی کپور صرفش سرمایه در بورس

جمله سازی با صرفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید

💡 بغایتی شده آتش اثر ز گرما جان که دست مرگ بود از تصرفش کوتاه

💡 ولیعهد ملک حمزه میرزا که گرفت تصرفش ز ملوک اختیار کون و مکان

💡 آن به که تو عمر خود در عشق کنی صرفش چون عمر عزیز تو پیوسته نمی پاید

💡 ورز قید تصرفش بدر است وقت فرزند اوست او پدر است