فرهنگ معین
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) سحر - خیز.
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) سحر - خیز.
۱. صبح خیز، سحرخیز.
۲. [مجاز] عابد سحرخیز.
سحر - خیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به وقت صبح نشیند کسی چنین بیکار مخسب ساقی و برخیز جان باده بیار
💡 صبح نشینان چو شمع ریخته اشک طرب اشک فشرده قدح شمع گشاده شراب