لغت نامه دهخدا
صایح. [ ی ِ ] ( ع ص ) رجوع به صائح... شود.
صایح. [ ی ِ ] ( ع ص ) رجوع به صائح... شود.
(یِ ) [ ع. صائح ] (اِفا. ) صیحه زننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نصایح را تو هم گر قدر بشناسی صغیر زیب گوش جان بسان لؤلؤ لالا کنی
💡 آن یکی پند و نصایح آن یکی عشق و مدیح آن یکی زهد و شریعت آن یکی صوفیگری
💡 بر نصایح تو پند نامه لقمان بود چه پیش نبی لوح ابجد و هوز
💡 این نصایح چون به گوشش باد بود از کجا بئس المصیرش یاد بود
💡 رحمت حق باد بر روح آن کسی کاین نصایح را بخواند او بسی
💡 مجنون به پدر درین نصایح گفت ای به زبان مهر ناصح