شمنی. [ ش َ م َ ] ( حامص ) بت پرستی. || ( ص نسبی ) منسوب به شمن. || پیرو شمن: و بیشتر از ایشان [ از مردم چین ] دین مانی دارند، ملک ایشان شمنی است. ( حدود العالم ).
شمنی. [ ش َ م َ ] ( اِخ ) ابوالعباس تقی الدین احمدبن محمدبن حسن... شمنی حنفی. در اسکندریه بدنیا آمد و به سال 872 هَ. ق. در قاهره درگذشت. او راست: شرح الفیه موسوم به منهج المسالک ( یا اوفق المسالک الی الفیة ابن مالک ). ( از معجم المطبوعات مصر و یادداشت مؤلف ).
ابوالعباس تقی الدین احمد بن محمد بن حسن شمنی حنفی در اسکندریه بدنیا آمد.
{shamanistic} [باستان شناسی، جامعه شناسی] مربوط به شمن و شمن گرایی
مربوط به شمن و شمنگرایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دشمنی که کین تو در سینه راز داشت شد بر زبان خنجر تو رازش آشکار
💡 رایش یکی صَنَم است از نیکویی و سِزَد گر آفتاب بلند او راکند شمنی
💡 ز تیغ تو جگر دشمنان همه شده خون بعزم دشمنی تیغ تو کرا جگرست
💡 یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنی یا در میان هر دو تو شکل میانهای
💡 هزار دشمنی افتد به قول بدگویان میان عاشق و معشوق دوستی برجاست