فرهنگ معین
( ~. پَ یا پِ ) (ص فا. ) ۱ - شب بیدار. ۲ - عاشق مهجور و بی قرار.
( ~. پَ یا پِ ) (ص فا. ) ۱ - شب بیدار. ۲ - عاشق مهجور و بی قرار.
۱. کسی که در شب راه می رود.
۲. آن که شب را در بی خوابی و بی قراری می گذراند، شب زنده دار.
شب بیدار.
عاشق مهجور و بی قرار.
💡 ماه شب پیمای گردون سرعت گیتی نورد کرده نور از پرتو خورشید الطاف تو وام
💡 چون تو آگه نیستی از چشم شب پیمای من حال بیداری شبهای من از پروین بپرس
💡 نتوانتم نظر از زلف تو بر بست که هست چشم بیمار مرا عادت شب پیمایی
💡 شوقم می گلگون به سبو می زند امشب پیمانه ز ساقی طلبیدن نشناسد
💡 ما به فریاد آمدیم از ناله شبهای خویش پرسشی میکنز رنجوران شب پیمای خویش
💡 از لطف و قهرش امشب پیمانهٔ دل من نیمی پر از شراب است پرخون ناب نیمی